تبليغاتX
پرقدرت ترین شمارنده آمار
PersianTrace.com
زیبایی ها

زیبایی ها

درباره وبلاگ

<-BlogAuthor->


1389/8/28

دانستنی ها

آیا میدانید: عمر زن از مرد بیشتر است.

آیا میدانید: خوردن زعفران خنده را زیاد می کند.

آیا میدانید: ایران دومین تولیدکنندهٔ انجیر جهان است.

آیا میدانید: ایران چهاردهمین تولیدکننده برق در جهان است.

آیا میدانید: دندان مصنوعی را اوّلین بار مصریان ساختند.

آیا میدانید: ساعت آبی را اوّلین بار مصریان اختراع کردند.

آیا میدانید: جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم می تواند ببیند.

آیا میدانید: روباه ها همه چیز را خاکستری می بینند.

آیا میدانید: تعداد ۱۳۰۰ کره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد.

آیا میدانید: رود دجله به خلیج فارس می ریزد.

آیا میدانید: خاویار ایران بهترین خاویار جهان است.

آیا میدانید: ۸۵درصد گیاهان در اقیانوس ها رشد می کنند.

آیا میدانید: اولین تمبر جهان در سال ۱۸۴۰م، در انگلستان به چاپ رسیده است.

آیا میدانید: قدرت بینایی جغد ۸۲ برابر قدرت دید انسان است.

آیا میدانید: هر ۵۰ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا می شود.

آیا میدانید: طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست.

آیا میدانید: تنها موجودی که می تواند به پشت بخوابد انسان است.

آیا میدانید: اگر زنی به کوررنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر او کوررنگ می شوند.

آیا میدانید: کوه های آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند می شوند.

آیا میدانید: وزن کوه یخی متوسط الحجم ۲۰میلیون تن است.

آیا میدانید: تا قرن پنجم میلادی متوسط عمر مردم اروپا از سی سال فراتر نمی رفته است.

آیا میدانید: تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند، شتر است.

آیا میدانید: کانگروها قادر نیستند بسوی عقب راه بروند.

آیا میدانید: دلفینها و فیلها فقط ۲ ساعت در شبانه روز می خوابند.

آیا میدانید: وزن کل موریانه های جهان ده برابر وزن کل انسانها است.

آیا میدانید: ایران برای اولین بار در جهان از ضایعات نخل خرما چوب مصنوعی می سازد.

آیا میدانید: ایران در کشورهای مختلف پروژه های اکتشاف نفت اجرا می کند.

آیا میدانید: دوّمین کتابی که در اروپا به چاپ رسید، کتاب «قانون» ابوعلی سینا بود.

آیا میدانید: در کشور شیلی، منطقه ای صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است.

آیا میدانید: ادرار موش در زیر اشعه ماورا بنفش میدرخشد و همین امر باعث میشود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند.

آیا میدانید: اگر میزان آب درون بدن تنها یک درصد کاهش یابد، احساس تشنگی به انسان دست می دهد!

آیا میدانید: انسان بدون غذا تا یک ماه می تواند زنده بماند، اما بدون آب بیشتر از یک هفته نمی تواند!

آیا میدانید: دانشمندان زیست شناس ماهی هایی را کشف کردند که عمر آنها را ۳ میلیون سال تخمین می زنند.

آیا میدانید: کبد انسان، بعد از مغز پیچیده ترین و بغرنج ترین عضو بدن انسان است.

آیا میدانید: کاکتوس، گیاهی است که بدون آب بیش از ۲ سال زندگی و آب را در خود ذخیره می کند.

آیا میدانید: گربه ها می توانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند، درحالی که سگها کمتر از ۱۰ تا!

آیا میدانید: طول اسب های اوّلیه از سر تا دُم ۵۰ سانتی متر بود و قد و ارتفاع شان از ۴۰ سانتی متر تجاوز نمی کرد.

آیا میدانید: مادیان «اسب ماده» حیوانی است که می تواند زایمان خود را به چند ساعت بعد موکول کند و شب هنگام کُره خود را به دنیا می آورد.

آیا میدانید: نوعی از زنبوران اجتماعی، لانه شان را از نوعی کاغذ می سازند؛ آنها این کاغذ را با جویدن چوب و الیاف گیاهی به دست می آورند.

آیا میدانید: در فلسطین، دریایی به نام «بحرالمیت» وجود دارد که به دلیل وجود نمک زیاد، هیچ جانداری در آن زندگی نمی کند.

آیا میدانید: زنبوران درشت زردرنگ، عمرشان به یکسال هم نمی رسد و با فرارسیدن سرمای زمستان همگی به استثنای ملکه می میرند.

آیا میدانید: در میان مورچه ها، مورچه های آسیابان وجود دارند که دانه ها را به لانه ها می آورند و بعد آنها را آسیاب و آرد می کنند، امّا به مجرد تمام شدن فصل و کار جمع آوری و آسیاب، به دست مورچه های دیگر به قتل می رسند.



نظر (1)

1389/8/28

متن آهنگ های محسن نامجو

آآآووو
آآآآآآوووه
آآآ آآآآ آآآآآ ووو
آآآآآ آآآآ آآآآآآآآ وو

عیشم مدام است، از لعل دلخواه
کارم به کام است، الحمدلله
کارم به کام است، الحمدلله

ای بخت سرکش، تنگش به بر کش
گه جام زر کش، گه لعل دلخواه
گه لعل دلخواه
گه لعل دلخواه

دا دِرَ رَ دا دَم
دا دا آآ آآ
در دَ دَدا دِ دِ دِم
دِ آآ آآ
به فکر ما نباش به فکر خووووود باااااش

از دست زاهد [از دست زاهد] کردیم توبه [کردیم توبه]
وز فعل عابد [وز فعل عابد] اِستغفرالله [اِستغفرالله]
اِستغفرالله [اِستغفرالله]
اِستغفرالله [اِستغفرالله]
اِستغفرالله
اِستغفرالله
اِستغفرالله

جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه

جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه

کافر مبیناد این غم که دیدهست
از قامتت سرو از عارضت ماه
از قامتت سرو از عارضت ماه

ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه

مهر تو عکسی [مهر تو عکسی] بر ما نیفکند [بر ما نیفکند]
گونینهرویان آه از دلت آه
آیینهرویان آه از دلت آه

ممممممممممم

جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه


ای بخت سرکش [ای بخت سرکش]، تنگش به بر کش [تنگش به بر کش]
گه جام زر کش [گه جام]، گه لعل دلخواه
گه لعل دلخواه
گه لعل دلخواه
گه لعل دلخواه
گه لعل دلخواه

آیین تقوی ما نیز دانیم
لیکن چه چاره با بخت گمراه [با بخت گمراه]

گر تیغ بارد [یاااااا] بر کوی آن ماه [یاااااا]
گردن نهادیم الحکم لله
گردن نهادیم [یاااا] الحکم لله

ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
یا جام باده یا قصه کوتاه

عیشم مدام است، از لعل دلخواه
کارم به کام است، الحمدلله


ای بخت سرکش [هو هوو هوهوو]، تنگش به بر کش [هو هوو هوهوو]
گه جام زر کش [هو هوو هوهوو]، گه لعل دلخواه

ههممم هههممم ههه هههممم
هههههم هههههم هههم هههه
یییییی ییی
یییاااااا یااااا

مهر تو عکسی بر ما نیفکند
آیینهرویان آه از دلت آه
آیینهرویان آه از دلت آه
آیینهرویان آه از دلت آه
آیینهرویان آه از دلت آه
آیینهرویان آه از دلت آه
آیینهرویان آه از دلت آه

کافر مبیناد [گر تیغ بارد] این غم که دیدهست [بر کوی آن ماه]
از قامتت سرو [گردن نهادیم] از عارضت ماه [الحکم لله]

یااااا یاهاااا هااااای یااااااا
هییی هیی ههیی

شمع فراغت [فراغت]
چشمی و صد نم [صد نم]
جانی و صد آه [صد آه]
جانی و صد آه
جانی و صد آه
جانی و صد آه
جانی و صد آه
جانی و صد آه
جانی و صد آه

مرغ شیدا

آتش در دل فکن
برپا کن صد شرر
سوزان کوبان شکن
برکش جامی دگر

زین شام و زین پگاه
جانی دیوانه خواااه...

با من (با من)
بیگانهای (بیگانهای)
خویشم خوان و خموش (خویشم خوان و خموش )
زهرش در خون من بادا هماره نوش

در سکوتی ماتمافزا
من کناری و مرغ شیدا

با من دلخسته گوید
از چه بنشستهای تو تنها

عشق یاری در دل دارم
میدهد هر دم آزارم
شکوهها تا بر دل دارم

میگریزم از رسوایی
میستیزم با تنهایی
جام نوشین بر لب دارم


مرغ شیدا بیا بیا
شاهد نالهی حزینم شو
با نوایی به روز و شب
همصدای دل غمینم شو

ای صبا گر شنیدهای
راز قلب شکستهام امشب
با پیامی به او رسان
رهگذار دل حزینم شو

لحظهای آسمان تو بنگر
چهرهی ارغوانیام
با غم عشق او خزان شد
نوبهار جوانیام

لحظهای آسمان تو بنگر
چهرهی ارغوانیام
با غم عشق او خزان شد
نوبهار جوانیام



آتش در دل فکن
برپا کن صد شرر
سوزان کوبان شکن
برکش جامی دگر (برکش جامی دگر)

زین شام و زین پگاه (زین شام و زین پگاه)
جانی دیوانه خواااه...

در میان جان (ونگ ونگ)


ای در میان جانم و جان از تو بیخبر
از تو جهان پر است و جهان از تو بیخبر

جویندگان گوهر دریای حسن تو
در وادی یقین و گمان از تو بیخبر

شب مست یار بودم و در هایهای او
حیران آن جمال خوش و شیوههای او

در هوشها فتاده نهایات بیهُشی
در گوشها فتاده طنين صدای او

شرح و بیان تو چه کنم زانکه تا ابد
شرح از تو عاجز است و بیان از تو بیخبر

جویندگان گوهر دریای حسن تو
در وادی یقین و گمان از تو بیخبر

ای در میان جانم و جان از تو بیخبر
از تو جهان پر است و جهان از تو بیخبر

ترنج


هــــــــــــــــــــی هااااااااااااای

گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم
گفتم به از ترنجی لیکن به دست نایی

گفتا تو از کجایی که آشفته مینمایی
گفتم منم غریبی از شهر آشنایی

گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری
گفتم بر آستانت دارم سر گدایی

گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی
گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربایی

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کاو بندهپرور آید

هی هی ههی هههیی یههیههیییی
ههههیی ههههیییی ههههیییی
هــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــی
هــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــی
یاااااااهاااااااااااااااا اااااای




بیابان را

بیابان را
سراسر
مه گرفتهست
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
بیابان را
سراسر
مه گرفتهست
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
آآآآه آآآه آآآآه آآآه

چراغ قریه پنهان است
موجی گرم
در خون بیابان است

بیابان را
سراسر
مه گرفتهست
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
آآآآه آآآه آآآآه آآآه

بیابان خسته
لب بسته
نفس بشکسته
در هذیان گرم مه
عرق میریزدش آهسته از هر بر...

بیابان خسته [بیابان خسته]
لب بسته [لب بسته]
نفس بشکسته
در هذیان گرم مه
عرق میریزدش آهسته از هر بر...

سگان قریه خاموشند
یاهاهههاهـــــــی

در شولای پنهان
میگوید به خود عابر
بیابان را سراسر مه گرفتهست

بیابان را
سراسر
مه گرفتهست
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
آآآآه آآآه آآآآه آآآه


چراغ قریه پنهان است
موجی گرم [موجی گرم]
در خون بیابان [در خون بیابان] است

بیابان خسته
لب بسته
نفس بشکسته
در هذیان گرم مه
عرق میریزدش آهسته از هر بر...

بیابان را
سراسر [ههه هه...]
مه گرفتهست

[لالای لای لای لالای]
با خود فکر میکردم
که مه گر همچنان تا صبح میپایید
مردان جسور از خفیگاه خود
به دیدار عزیزان
باز میگشتند

سگان قریه خاموشند
در شولای پنهان
میگوید به خود عابر
بیابان را سراسر مه گرفته است

نو بهاری


چون است حال بستان ای باد نو بهاری
کز بلبلان برآمد فریاد بیقراری

گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت
تو در میان گلها چون گل میان خاری


ای گنج نوشدارو بر خستگان گذر کن
مرهم بدست و ما را مجروح میگذاری
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را
کاین عمر طی نمودیم ...
کاین عمر طی نمودیم ...
اندر امیدواری، اندر امیدواری، اندر امیدواری ...

چون است حال بستان ای باد نو بهاری
کز بلبلان برآمد فریاد بیقراری

گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت
تو در میان گلها چون گل میان خاری
چون گل میان خاری ...


ای گنج نوشدارو بر خستگان گذر کن
مرهم بدست و ما را مجروح میگذاری
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را
کاین عمر طی نمودیم ...
کاین عمر طی نمودیم ...
اندر امیدواری ...
اندر امیدواری ...
اندر امیدواری ...
اندر امیدواری ...




ساربان

ای ساروان
ای کاروان
لیلای من کجا می بری
بـا بـردن،لیلای مـن،جان و دل مـرا می بری
ای ساروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
ای ساروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری

در بستـن،پیمـان مـا،تنهــا گـواه مــا شــد،خـــدا
تا جهان،بر پا بُـوَد،این عشق ما مانـد به جا
ای ساروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
ای ساروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری

تمامی دینم ز دنیای فانـی،شراره ی عشقی که شد زندگانی
به یاد یاری،خوشا قطره اشکی،ز سوز عشقی،خوشا زندگانی
همیشه خدایا،محبت دلها،بـه دلهـا بماند،بسان دل ما
که لیلی و مجنون،فسانه شود
حکایت ما،جاودانه شود

تــو اکنــون ز عشقـم گـریزانی
غمــم را ز چشمــم نمــی خـوانی
از این غم،چه حالم،نمی دانی

پس از تو نمـونم بـرای خـدا،تـو مـرگ دلـم را ببیـن و برو
چو طوفان سختی ز شاخه غم،گل هستی ام را به چین و برو

که هستم من آن تک درختی،که در پای طوفان نشسته
همـه شـاخـه هـای وجـودش،ز خشـم طبیـعـت شکسته

ای ساروان
ای کاروان
لیلای من کجا می بری
بـا بـردن لیلای مـن،جان و دل مـرا می بری
ای ساروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری
ای ساروان کجا می روی
لیلای من چرا می بری




دوخانی

تو چه مظهری که ز جلوهی تو صدای صیحهی قدسیان
گذرد ز ذروهی لامکان، که خوشا جمال ازل خوشا

ز شکنج زلف تو هر شکن، گرهی فتاده بـه کار من
ز گره گشایی زلف خود، تو ز کار من گرهی گشا

نفحات وصلک اوقـدت، جـمرات شوقک فی الحشا (1)
ز غمت به سینه کم آتشی که نـزد زمانه کما تشا (2)

چه جفا که «جامی» خسته دل ز جدایی تو نمیکشد
قدم از طریق وفا مکش سوی عاشقان جفاکشا

شیوه نوشین لبان



شیوهی نوشین لبان، خدا خدا
چهره نشان دادن است عزیز من
پیشهی اهل نظر، دیدن و جان دادن است
چون به لعلش میرسی، خدا خدا
جان بده و دم مزن عزیز من
مُزد چنین عاشقی، نقد روان دادن است

من از دست غمت، من از دست غمت، عزیزم
چه مشکل ببرم جان، چه مشکل ببرم جان
با ما بیوفا تو که نبودی
بیمهر و وفا تو که نبودی
پُر جور و جفا تو که نبودی
دور از دل ما تو که نبودی
من از دست غمت، من از دست غمت، عزیزم
چه مشکل ببرم جان، چه مشکل ببرم جان

شیوهی نوشین لبان، خدا خدا
چهره نشان دادن است عزیز من
پیشهی اهل نظر، دیدن و جان دادن است
پیشهی اهل نظر، دیدن و جان دادن است
پیشهی اهل نظر، دیدن و جان دادن است




ای یار یارم


به صحرا بِنگرُم صحرا تِه وینُم صحرا تِه وینُم
به دریا بنگرم دریا تِه وینم دریا تِه وینم
به صحرا بنگرم صحرا تِه وینم صحرا تِه وینم
به دریا بنگرم دریا تِه وینم دریا تِه وینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا تِه وینم رعنا تِه وینم
ای یارم ای یار یار یارم ای یار
یار یارم ای یار ای یارم ای یار
دو زلفونت بود تار ربابم تار ربابم
چه مى‏خواهى از این حال خرابم حال خرابم
تو که با مو سر یارى ندارى یارى ندارى
چرا هر نیمه شو آیى به خوابم آیى به خوابم
ای یارم ای یار یار یارم ای یار
یار یارم ای یار ای یارم ای یار
نسیمى کز بُن آن کاکل آیو آن کاکل آیو
مرا خوشتر ز بوى سنبل آیو سنبل آیو
چو شو گیرم خیالت را در آغوش در آغوش
سحر از بسترم بوى گل آیو بوى گل آیو
ای یارم ای یار یار یارم ای یار
جان یارم ای یار ای یارم ای یار
دو زلفونت بود تار ربابم تار ربابم
چه مى‏خواهى از این حال خرابم حال خرابم
تو که با مو سر یارى ندارى یارى ندارى
چرا هر نیمه شو آیى به خوابم آیى به خوابم
ای یارم ای یار یار یارم ای یار
یار یارم ای یار ای یارم ای یار
به صحرا بِنگرُم صحرا تِه وینُم صحرا تِه وینُم
به دریا بنگرم دریا تِه وینم دریا تِه وینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته وینم رعنا ته وینم
ای یارم ای یار یار یارم ای یار
جان یارم ای یار ای یارم ای یار




مست و خراب


این کژ و راست می روی این کژ و راست می روی ،
باز چه خورده ای بگو
مست و خراب می روی مست و خراب می روی ،
خانه به خانه کو به کو
با که حریف بوده ای ؟ بوسه ز که ربوده ای ؟
زلف که را گشوده ای؟ زلف که را گشوده ای؟
حلقه به حلقه مو به مو
حلقه به حلقه مو به مو
حلقه به حلقه مووووو به مو
راست بگو, به جان تو, ای دل جانم آن تو
ای دل همچو شیشه ام ای دل همچو شیشه ام
خورده میت سبو سبو
خورده میت سبو سبو
خورده میت سبووووو سبو
راست بگو نهان مکن ،
پشت به عاشقان مکن
چون خمشااان بی گنه،
روووی بر آسمان مکن
چشمه کجاست تا که من، چشمه کجاست تا که من
آب کشم سبو سبو
آب کشم سبو سبو
آب کشم سبووووو سبو
لقمه ی هر خورنده را،
لقمه ی هر خورنده را
در خور او دهد خدای
آنچه گلو بگیردت ، آنچه گلو بگیردت
حرص مکن، مجو مجو
حرص مکن، مجو مجو
حرص مکن، مجووووو مجو
این کژ و راست می روی این کژ و راست می روی ،
باز چه خورده ای بگو
مست و خراب می روی مست و خراب می روی ،
خانه به خانه کو به کو
خانه به خانه کو به کو
خانه به خانه کو به کو
خانه به خانه کو به کو



آیینه

جسم خاک از عشق در افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد

جسم خاک از عشق در افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد

آینه ات دانی چرا غمـــــــــاز نیست
زانکه زنگار از رخش ممـــــتاز نیست

زانکه زنگار از رخش ممـــــتاز نیست

شاد باش ای عشق خوش سودای ما

ای طبیب جمله علت های ما

ای دوای نخوت و ناموس ما

ای تو افلاطون و جالینوس


چون که گل رفت و گلستان در گذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سرگذشت

چون که گل رفت و گلستان شد خراب
بوی گل را از چه جوییم از گلاب
بوی گل را از چه جوییم از گلاب

آینه ات دانی چرا غمـــــــــاز نیست
زانکه زنگار از رخش ممـــــتاز نیست

آینه ات دانی چرا غمـــــــــاز نیست
زانکه زنگار از رخش ممـــــتاز نیست



یار مرا


یار، مرا
غار، مرا
عشق جگرخوار، مرا
یار، تویی
غار، تویی
خواجه نگهدار مرا
یار، مرا
غار، مرا

نوح، تویی
روح، تویی
فاتح و مفتوح، تویی
سینهی مشروح، سینهی مشروح، تویی
بر درِ اسرار مرا
یار، مرا
غار، مرا

نور، تویی
سور، تویی
دولت منصور، تویی
مرغ کهیتور ، مرغ کهیتور ، تویی
خسته به منقار، خسته به منقار، مرا
یار، مرا
غار، مرا

قطره تویی، بحر تویی
لطف تویی، قهر تویی
قطره تویی، بحر تویی
لطف تویی، قهر تویی
قند، تویی
زهر، تویی
بیش میازار، بیش میازار، بیش میازار، مرا
یار، مرا
غار، مرا

یار، مرا
غار، مرا
عشق جگرخوار، مرا
یار، تویی
غار، تویی
خواجه نگهدار مرا
یار، مرا
غار، مرا




هیچ


بنگر به جهان، بنگر به جهان، چه طرف بربستم؛ هیچ
وز حاصل عمر، وز حاصل عمر، چیست در دستم؛ هیچ
شمع طَرَبم، شمع طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ
من جام جمام، من جام جمام، ولی چو بشکستم، هیچ

افسوس که بیفایده فرسوده شدیم
وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم
دردا ندامتا که تا چشم زدیم
نابوده به کام خویش نابوده شدیم

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده براُفتد نه تو مانی و نه من

از من اثری ز سعی ساقی ماندهست
وز زمزمهی عطر اقاقی ماندهست
وز بادهی دوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی مانده است

بنگر به جهان، بنگر به جهان، چه طرف بربستم؛ هیچ
وز حاصل عمر، وز حاصل عمر، چیست در دستم؛ هیچ
شمع طَرَبم، شمع طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ
من جام جمام، من جام جمام، ولی چو بشکستم، هیچ



دیدی

نظر دهيد

1389/8/28

English sms

1+1 is 2: my love is true.
2+2 is 4: I love you more.
3+3 is 6: my love is fix.
4+4 is 8: my love is great.
5+5 is 10: Don't forget me then.

Easy Ways to Die:
Take a Cigar daily - You will die 10 years early.
Drink Rum daily - You will die 30 years early.
Love Someone Truly - You will die daily.

"FRIENDS r like puzzle pieces.If one goes away,that piece can never be REPLACED & the puzzle will never be whole again. YOU r a piece i will keep FOREVER."

When U win,
I will proudly tell the world "Hey! That is my friend!"
But when U lose, I will sit by Ur side, hold Ur hand and say, "hey I am Ur friend"

I'll lend you my shoulder,
if you need to cry,
I'll lend you my life,
if you need to die,
I'll lend you my legs,
if you need to walk,
I'll lend you my voice,
if you need to talk,
I'll lend it all to you in the end,
because I am your friend!

If I had a wish, I would be your tears, to be born in your eyes and die on your lips. But if U were my tears, I would never cry, IN FEAR OF LOSING YOU...

I love all the stars
in the sky,
but they are nothing
compared to the ones
in your eyes!
Love U!

I'll lend you my shoulder for you to cry on, my ears to listen to, my hand for you to hold, my feet to walk with you, but I can't lend you my heart coz it already belongs to you

Man gets and forgets ; but God gives and forgives .

It Is Better Not To Promise At All, That To Promise And Not To Keep It.

 



نظر دهيد

موضوعات


آرشیو مطالب
صفحه نخست
آبان 1389


نویسندگان
حمید


لینک دوستان
مجله ماشین
blogskin
نشر الکترونیک
blogskin
برترین های شیمی
blogskin
سرطان
blogskin
سردرد
blogskin
آلزایمر
blogskin
دنیای جانوران
blogskin
ژنتیک
blogskin
موزه تاریخ طبیعی
blogskin
موزه سلطنتی جنگ
blogskin

پیوند ها
دانلود کتاب
تفسیرالمیزان
دانلود فیلم
امکانات جانبی
RSS 2.0
<-persianstat->

Powered By Mahblog